على محمدى خراسانى
16
شرح رسائل (فارسى)
نشده مىخواهيد استدلال كنيد براى ابطال حجيت خبر و چنين استدلالى واهى است زيرا ما نقل كلام به خود اين حديث مىكنيم و مىگوئيم : حجيت خود اين حديث از كجا ؟ 2 - روايات فراوانى كه دلالت داشته بر عرضه كردن هر حديثى به قرآن و سنت قطعيه اين روايات از نظر لفظ متواتر نيستند چون الفاظ و تعبيرات كاملا متفاوت است در بعض از آنها مىگويد : ما خالف كتاب اللّه فاطرحوه ، و در بعضى مىگويد : ما ليس بموافق يا ما لا يوافق كتاب اللّه . . . ، در برخى تعبير به فاطرحوه شده در بعضى تعبير به مردود و در بعضى تعبير به قف حتى نشرح لك و در بعضى تعبير به باطل و در بعضى به زخرف و در بعضى به ليس بشيء و در بعضى تعبير به فالذى جاء به اولى به و در بعضى به لم نقله و . . . تعبير شده پس قطعا و جزما تواتر لفظى در كار نيست آرى تواتر معنوى دارند و قابل انكار هم نيست يعنى همهء اين روايات در يك قدر جامع مشتركند و آن اينكه معيار و ضابطه در احاديث و اخبار عرضه كردن بر كتاب و سنت قطعيه است ، حال جواب خود از اين روايات را با ذكر يك مقدمه آغاز مىكنيم : و آن اينكه : بطور كلى وقتىكه حديثى را با كتاب و سنت مقايسه مىكنيم از سه حال خارج نيست : 1 - موضوعى را خبر واحد متعرض شده و حكمى را هم براى آن بيان داشته و وقتى به كتاب و سنت مراجعه مىكنيم مىبينيم همان موضوع را متعرض شده و همان حكم را هم بيان داشتهاند در اينجا چنين حديثى موافق با كتاب و سنت مىشود و بلا اشكال حجت است كه البته در حقيقت به خود كتاب و سنت اخذ شده و چنين موردى محل بحث ما نيست . 2 - موضوعى را حديث متعرض شده و حكمى را هم براى او بيان داشته امّا وقتى به كتاب و سنت مراجعه مىكنيم مىبينيم همان موضوع را متعرض شده ولى حكمى كه بيان كرده ضدّ حكمى است كه در خبر واحد آمده يعنى فرض